بخش پانزدهم «پرونده ویژه» "اربعین سرباز وطن"؛
News Image Lead

شناخت ابعاد اقدامات دیپلماتیک سردار قاسم سلیمانی بسیار حائز اهمیت است. او علاوه بر اینکه یک فرمانده ماهر در جنگ بود، در حوزه مسائل دیپلماتیک نیز نقش پر اهمیتی در منطقه بازی می‌کرد. دیدارنیوز در خصوص بررسی نقش سردار قاسم سلیمانی در مباحث منطقه با صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه به گفتگو پرداخته است. وی در بخشی از صحبت‌های خود گفت: در یک مرحله‌ای سردار سلیمانی با مذاکرات مستقیمشان با آقای پوتین توانستند روسیه را هم به صحنه سوریه و به عنوان یک متحد به همکاری دعوت کنند. با ورود روسیه گرچه که دیرتر این اتفاق افتاد، اما کمکی شد تا از تسلط آمریکا و رژیم صهیونیستی و حتی دولت ترکیه بر فضای سوریه جلوگیری شود و یک پشتوانه هوایی برای نیرو‌های ضد تروریسم در سوریه فراهم شد. این یک گام بزرگ دیپلماتیک محسوب می‌شود، اما نتایج آن نتایج عملی و میدانی در صحنه مبارزه با تروریسم بوده است.

کد خبر: ۵۰۸۷۸
۱۵:۵۲ - ۲۳ بهمن ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی‌راد: سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله پهپادهای آمریکایی به فرودگاه بغداد در بامداد جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ ترور شد. شهادت سردار سلیمانی جامعه ایران را شوک زده کرد. وی در جنگ عراق و سوریه با داعش نقش بسیار پر رنگی داشت و بسیاری او را حافظ منافع کشور در منطقه می‌شناختند.

 

شناخت ابعاد اقدامات دیپلماتیک سردار قاسم سلیمانی بسیار حائز اهمیت است. او علاوه بر اینکه یک فرمانده ماهر در جنگ بود، در حوزه مسائل دیپلماتیک نیز نقش پر اهمیتی در منطقه بازی می‌کرد.

 

دیدارنیوز در خصوص بررسی نقش سردار قاسم سلیمانی در مباحث منطقه با صباح زنگنه کارشناس مسائل خاورمیانه به گفت‌وگو پرداخته است.

 

صباح زنگنه در مورد نقش سردار سلیمانی در سوریه و عراق گفت: «سردار شهید سلیمانی بیش از یک دهه در منطقه فعال بودند. با ابتکاراتی که به خرج دادند ضروری بود که بتوانند هم مسائل میدانی را هدایت، طراحی و اجراء کنند و هم در صحنه مذاکراتی و هماهنگی‌های سیاسی عمل کنند. با جمع کردن این دو بال توانستند با تهدیدهای جدی که در منطقه وجود داشت مقابله کنند. ایشان مهم‌ترین موفقیت‌ها را هم در فروپاشاندن داعش و تشکیلاتی که در سرزمین‌های اشغال شده راه انداخته بود، داشتند. مردم عراق که بر اساس فتوای مرجعیت به یک بسیج همگانی روی آورده بودند، با کمک فرماندهان معتقد عراقی ساماندهی شدند و با حمایت از آنها و کمک‌های تجهیزاتی، داعش را به مرحله فروپاشی رساندند و سرزمین‌های اشغال شده را آزاد کردند. تبعاً این موفقیت، نیازمند حمایت سیاست‌مداران عراقی هم بوده است. بدون حمایت سیاست‌مداران عراقی کار عملی نمی‌شد یا ضعیف عملی می‌شد. لذا ایشان توانستند با مقامات رسمی در عراق، با احزاب و گروه‌های سیاسی عراق و با پارلمان عراق زمینه‌های لازم را به لحاظ سیاسی و قانونی فراهم کنند و هم در میدان عمل و ساماندهی صحنه مواجهه و مقابله با گروه‌های تروریستی، گام‌های اساسی بردارند.»

 

زنگنه افزود: «همین وضعیت را در سوریه داشتیم. تقریباً سوریه هم با خطر حاکمیت گروه‌های تکفیری و داعش و سایر گروه‌های بی‌نام و نشان که همانند قارچ هر روز یک گروه جدیدی سر در می‌آورد مواجه بود و هم با فروپاشی کل نظام دولت سوریه، کشور سوریه با خطر انهدام و تجزیه و متلاشی شدن رو به رو بود. بنابراین با این دو تهدید جدی، ایشان به کمک نیروهای سوری و به کمک نیروهای حزب‌الله توانستند بر این تهدیدهای بزرگ غلبه کنند و موفقیت خوبی به دست آورند، به نحوی که پایتخت سوریه تأمین شد و توانستند استان به استان و منطقه به منطقه با اتخاذ تدابیر بسیار هوشمندانه و با کمترین آسیب‌رسانی به مردم غیر نظامی، این مناطق را آزاد کنند و به خاک سوریه ملحق کنند و آرامش نسبتاً خوبی در آنجا هم برقرار شود. در یک مرحله‌ای هم ایشان با مذاکرات مستقیمشان با آقای پوتین توانستند روسیه را هم به صحنه سوریه و به عنوان یک متحد به همکاری دعوت کنند. با ورود روسیه گرچه که دیرتر این اتفاق افتاد اما کمکی شد تا از تسلط آمریکا و رژیم صهیونیستی و حتی دولت ترکیه بر فضای سوریه جلوگیری کنند و یک پشتوانه هوایی برای نیروهای ضد تروریسم در سوریه فراهم کنند. این هم خود یک گام بزرگ دیپلماتیک محسوب می‌شود، اما نتایج آن، نتایج عملی و میدانی در صحنه مبارزه با تروریسم بوده است».

 

وی در ادامه بیان کرد: «در بحث این که مبارزه یا کمک جمهوری اسلامی ایران به امنیت عراق و امنیت سوریه از چه مقوله‌ای برخوردار است و در چه مقوله‌ای می‌گنجد یک بحث اساسی وجود دارد و آن مسئله امنیت است. امنیت در منطقه، کشور و در جهان یک بحث غیر قابل تجزیه است. به عبارتی امنیت یک مقوله تجزیه‌پذیر نیست. نمی‌شود یک منطقه‌ای، محله‌ای و یک خانه را امن دید در صورتی که اطراف آن محله یا خانه، ناامنی فراوان باشد و سر به فلک بزند. این امنیت نخواهد بود بنابراین در یک مقطع و یک منطقه خاص، امنیت موضعی داریم و امنیت پیرامونی داریم. این امنیت داخل کشور بدون حصول امنیت در پیرامون کشورمان بسیار شکننده و متزلزل خواهد بود. بنابراین امنیت در عراق و امنیت در سوریه و امنیت در افغانستان، همه این مقوله‌ها مرتبط با هم هستند، دقیقاً مثل مسائل زیست محیطی می‌ماند. نمی‌شود در یک منطقه‌ای گرد و غبار باشد و در یک منطقه‌ای درخت و فضای سبز وجود داشته باشد، تبعاً گرد و خاک به آن منطقه هم سرایت خواهد کرد. یا مثل بیماری‌های واگیردار نمی‌شود یک نفر را معالجه کرد، اما بیماری همچنان سرایت داشته باشد و در جامعه حضور داشته باشد، امنیت از این مقوله است. وقتی که در عراق امنیت برقرار می‌شود این امنیت هم برای عراق است و هم برای ایران خواهد بود. وقتی که امنیت در سوریه یا افغانستان برقرار می‌شود به همین ترتیب خواهد بود. از طرف دیگر، یک اصل دیگری هم داریم و آن اصل عدم تغییر نظام‌ها و رژیم‌ها از طریق اعمال زور و قدرت از بیرون مرزها است. آنچه که در سوریه در حال اتفاق بود، تغییر رژیم با اعمال زور از خارج بود که با تزریق نیروهای تروریستی در تعداد فراوان ـ صدها هزار نیروی تروریستی ـ و با حمله‌های نظامی که گاه و بیگاه از داخل رژیم صهیونیستی یا آمریکا و گاهی از نیروی‌های نظامی ترکیه اتفاق می‌افتاد در مرحله اجرا قرار گرفته بود. اگر این اصل خدشه‌دار بشود، هیچ حکومتی و هیچ رژیمی باقی نخواهد ماند و یک سنتی می شود که به راحتی در حق همه دولت‌ها و کشورها قابل اجرا خواهد بود. اگر امروز رژیم در سوریه از طریق اعمال زور و قدرت قاهره بشود تغییرش داد، فردا این وضعیت باید برای عربستان هم اتفاق افتد و کسی حق اعتراض نخواهد داشت. همین وضعیت برای کویت، امارات، ترکیه و همه کشورها تسری پیدا خواهد کرد. بنابراین هم جمهوری اسلامی ایران و هم سردار شهید سلیمانی به این دو اصل معتقد بودند و برای اجرای این اصول گام برداشتند و قدم پیش گذاشتند».

 

زنگنه در مورد هدف ترور سردار سلیمانی گفت: «آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها و برخی از کشورهای عربی همسایه جنوبی کشورمان نسبت به قدرت جمهوری اسلامی ایران اعتقاد داشتند که شهید سلیمانی عامل اصلی و عنصر اساسی اقتدار ایران در خارج از مرزها است. بنابراین اگر ایشان را ترور کنند به هدفشان خواهند رسید و مسائلشان حل خواهد شد و می‌توانند به ظلم‌ها و به تعدی‌هایشان ادامه دهند. آمریکا معتقد بود که اگر نیروهای مقاومت را از سر راه بردارد به راحتی می‌تواند در عراق و در سوریه و در جاهای دیگر مستقر شود و به ثروت‌ها و منابع و منافع طبیعی و جایگاه ژئوپولیتیک این کشورها و بر کل منطقه غرب آسیا مسلط شود. در حقیقت تصور این چنینی داشتند؛ با این تصور عملاً قواعد درگیری و قواعد بازی در منطقه را به هم زدند. اگر بنا است افراد و نیروهای کشور مقابل را ترور کنند، این بازی که دقیقاً همانند بوم رنگ خواهد بود بومی که پرتاب می‌شود، به خود طرف پرتاب کننده هم برخواهد گشت و به او هم آسیب خواهد زد. با شهید کردن سردار سلیمانی تصور می‌کردند نیروی مقاومت، مردم منطقه را از بین خواهند برد. خب یک تصور بسیار ناقص و بسیار احمقانه است، چرا که اندیشه مقاومت یک اندیشه اصیل است. ملت‌های منطقه حاضر نیستند استقلال، سیادت و حاکمیت خودشان را در اختیار قدرت‌های زورگو بگذارند و این اندیشه همچنان پابرجا خواهد بود و روز به روز هم تقویت خواهد شد. این تصور باطلی خواهد بود و یکی از آثار آن این است که معادلات بازی در منطقه را تغییر داده و دست کشورها و گروه‌های مقاومت را هم به این ترتیب باز گذاشته تا دشمن خودش و رهبران اندیشه خودش را بزند و از صحنه روزگار حذف کند. این یک بحث جدی است و حالا یا به این ابعاد هم فکر کرده بودند یا خیر.

 

وی افزود: نکته بعدی این بود که آمریکا تصور می‌کرد با حذف شهید سلیمانی، حلقه ارتباطی بین گروه‌های مقاومت را هم از بین خواهد برد؛ در حالی که این موضوع خلافش ثابت شده و همچنان گروه‌های مقاومت با هم مرتبط هستند و اصولاً هر گروهی هم برای خودش یک قدرت اقدام و عمل مستقلی هم دارد، چراکه سلیمانی بر خودکفایی در امکانات و در دیدگاه و در اجرا و طراحی این گروه ها هم تأکید داشته و برای جمهوری اسلامی ایران مستقلاً عمل کرده و عمل هم خواهد کرد. برای جمهوری اسلامی ایران فقدان شهید سلیمانی فقدان بزرگی بود. شخصیت ایشان با تمام خصوصیت‌های مثبت و عالی و دیدگاه بسیار روشنی که در همکاری و استفاده از ابزار دیپلماتیک علاوه بر ابزار میدانی داشتند، یک بحث غیر قابل انکاری است؛ اما با وجود سازمان فعال نیروی قدس، این فقدان جبران خواهد شد. از طرف دیگر عکس العمل مردم را نسبت به این شهادت شاهد بودیم و حماسه مردانه‌ای که در تشییع بدن‌های پاک و مطهر شهدا شاهد بودیم و به یک انسجام ملی بالاتری هم منجر شد. همین وضعیت را ما در عراق شاهد بودیم. همچنین در سایر کشورهای محور مقاومت شاهد بودیم مثل یمن، سوریه، لبنان و حتی در کشورهای دور دست مثل هند و پاکستان و خود آمریکا با وجود دولت جنایتکارش، اما مردم آمریکا عکس‌العمل بسیار قوی داشتند و با این کار مخالفت کردند و حتی در کنگره آمریکا و در مجلس سنای آمریکا مخالفت‌های جدی نسبت به این اقدام جنایتکارانه هم دیده شد و  مطرح شد. بنابراین آثار و ابعاد بسیار گسترده و متنوعی داشت و قطعاً آن بحث شبیه به بوم رنگ بودن این اقدام یکی از آثار مهم و جدی این نوع به شهادت رساندن خواهد بود».

 

این کارشناس مسائل خاورمیانه در پایان در خصوص انتقام سخت نیز بیان کرد: «زدن پایگاه آمریکا در عین‌الاسد اقدامی به تعبیر رهبری یک سیلی بود. عکس العمل‌های اساسی و جدی در چندین امر تجلی پیدا می‌کند؛ یکی در حفظ روحیه، منش، رفتار و اهداف شهید سلیمانی در مقاومت جدی در برابر قدرت‌های زورگوی خارجی است، در ثانی اقداماتی که خود نیروهای مقاومت مردمی در کشورهای مختلف انجام خواهند داد. خروج و یا اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و سایر کشورهای منطقه هم روندی است که آغاز شده و روز به روز هم گسترش پیدا خواهد کرد تا مرحله‌ای برسد که آمریکا در منطقه از سیاست و ابزار تهدید نظامی دست بکشد».

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم