مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس فاجعه قتل رومینا را از حیث جامعه شناسی بررسی کرد و در این خصوص به دیدارنیوز گفت: عامل اصلی قتل های ناموسی فشارهای اجتماعی است، اگر پدر رومینا او را نمی کشت خود زیر فشار شدید اجتماعی له و به تعبیری کشته می شد؛ بنابراین قاتل اصلی، جامعه و باوری است که عاشق شدن، دوست شدن یا فرار با پسر مورد علاقه دختر را مستوجب مرگ می داند. وی ادامه داد: جامعه نظم مسلط است و افراد می کوشند که در این نظم اجتماعی پذیرفته شوند این اجتماعی شدن مستلزم پذیرش هنجارهای موجود است، در این نظم موجود، بعضی از هنجارها یک مرحله فراتر رفته و تبدیل به فراهنجار یا هنجار مضاعف می شوند، مساله ناموس و ضرورت عفت دختر از جمله این فراهنجارها است.

کد خبر: ۶۲۰۹۸
۱۵:۴۸ - ۰۶ خرداد ۱۳۹۹
دیدارنیوز – گروه اجتماعی: وقتی سال ۸۹ فیلم سینمایی خانه پدری ساخته شد حواشی مختلفی داشت و این حواشی تا سال ۹۸ که به اکران موقت این فیلم ختم شد ادامه پیدا کرد. خانه پدری بعد از ۹ سال در مدت زمانی کوتاه روی پرده سینما رفت، ولی باز هم آن را پایین کشیدند. ماجرای فیلم کشتن دختر خانواده توسط پدر و برادر و دفن کردن آن در زیرزمین خانه است. قتلی که علت آن در فیلم ذکر نمی‌شود، ولی مشخص است که ماجرا‌های به اصطلاح ناموسی باعث آن شده است و احتمالا این یک قتل ناموسی است که نسل‌های بعدی این خانواده را هم درگیر می‌کند.

برخی خشونت بالای صحنه قتل را علت این حواشی می‌دانستند و برخی به کیانوش عیاری کارگردان این اثر حمله می‌کردند که به دنبال سیاه نمایی است و دوره این اتفاقات گذشته است. هر چند وجود یک نمونه از این اتفاقات هم زیاد است، اما باید گفت نه تنها آمار قتل‌هایی از این دست در کشور ما کم نیست بلکه به صورت کلی خشونت در این حوزه زیاد هم هست. در این ماجرا هم به مانند دیگر مسائل آسیب‌های اجتماعی آمار دقیقی وجود ندارد. اما آمار‌های غیر رسمی از ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد قتل ناموسی در سال خبر می‌دهند. استان‌هایی با بافت فرهنگی قبیله و عشیره‌ای بالاتر از دیگر نقاط کشور است؛ خوزستان، کردستان، ایلام و سیستان و بلوچستان در رده‌های بالای رتبه‌بندی قتل‌های ناموسی قرار دارند. اما این بار در شمال کشور این اتفاق افتاد و آن هم در خشونتی باور نکردنی.
 
 

پدر سر دختر خود را با داس برید!
ماجرا این بار هم رنگ و بوی عاشقانه دارد. هر چند که سن و سال مقتول آن قدر کم است که مخاطب شاید این سوال را بپرسد که دختر ۱۳ ساله را چه به عشق و عاشقی. اما باید بپذیریم که زمانه عوض شده است و امروز نوجوانان ۱۳ ساله هم با این پدیده‌ها روبرو می‌شوند و باید برای آن فکری کرد نه اینکه با داس به سراغ آن رفت. رومینا اشرفی متولد سال ۱۳۸۵ بود و در بخش حویق در شهرستان تالش در استان گیلان زندگی می‌کرد. گویا رومینا دلباخته یکی از پسران هم ولایتی خود می‌شود و پدر با ازدواج این دو مخالفت کرده و دختر از خانه فرار می‌کند. بر اساس آن چه که در شبکه‌های اجتماعی و  رسانه‌ها از ماجرای این دختر وجود دارد پیگیری‌های خانواده منجر به دستگیری آن‌ها می‌شود. گویا فردی که رومینا با او فرار کرده ۳۵ ساله بوده و این دختر شامل وضعیت کودک همسری هم می‌شده است.

باز هم شنیده‌ها حاکی از آن است که دختر از پلیس خواسته که او را به خانواده تحویل ندهند و با شناختی که از پدر خود داشته سرنوشت خوشی را برای خود تصور نمی‌کرده است. در نهایت، اما پدر دختر را از پلیس تحویل می‌گیرد و کش و قوس‌ها در خانه ادامه داشته تا اول خرداد زمانی که پدر و دختر با هم تنها بودند. پدر وقتی دختر در خواب بوده به سراغش می‌رود و با داس سر او را جدا می‌کند. این حجم از خشونت برای یک پدر آن هم در مواجهه با دختر ۱۳ ساله خود باعث یک شوک عجیب شده است.

این پدر نه فراری شده و نه چیزی را پنهان کرده است. شنیده‌ها حاکی از آن است که بعد از این اتفاق در حالی داس هنوز در دستش بوده از خانه خارج شده به این کار اعتراف کرده است. انتشار آگهی ترحیم در شبکه‌های اجتماعی هم نکته دیگری بود که واکنش‌های مختلفی را به وجود آورد که فردی نه تنها فرزند خود را می‌کشد بلکه مراسم ترحیم هم برای او می‌گیرد و نام تمام مردان فامیل را هم در آن درج می‌کند. شاید می خواهند این پیام را بدهند که ابایی از این جنایت نداشته اند و به تعبیر خود لکه ننگ را پاک کرده اند.
 
مطابق با ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی پدر در جایگاه، ولی دم در قتل فرزند قصاص نمی‌شود بلکه قصاص تبدیل به دیه و تعزیر می‌شود. اما بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی از جهت جنبه عمومی جرم علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری ۳ تا ۱۰ سال محکوم خواهد شد. نکته‌ای که میثم میرزایی دکترای جزا در گفت و گوی اختصاصی با دیدارنیوز نیز به آن اشاره داشت. بهروز جوانمرد از وکلای دادگستری و دکترای جزا نیز در گفت و گو با دیدارنیوز نیز به این نکته تاکید داشت که پدر رومینا قصاص نمی شود ولی مجازات جنبه عمومی جرم را باید بگذارند. در گذشته مواردی وجود داشت که در قتل های ناموسی این حکم نیز اجرا نشده بود، جوانمرد در این رابطه اشاره کرد که باید آن پرونده خاص را مورد بررسی قرار داد ولی به صورت کلی می توان گفت که احتمال دارد از صدور حکم تا اجرای آن، مواردی به پرونده اضافه شود که مانع اجرای حکم شود. مانند جنون فردی که مرتکب قتل شده است. 
 
کلید واژه‌هایی نظیر آبرو، ناموس، غیرت، حیثیت و مواردی از این دست در چنین پرونده‌هایی به شدت شنیده می‌شود و این هشدار را می‌دهد که جامعه باید یک بازنگری جدی در چنین مفاهیمی داشته باشد.
 

قاتل واقعی جامعه است

مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس فاجعه قتل رومینا را از حیث جامعه شناسی بررسی کرد و در این خصوص به دیدارنیوز گفت: عامل اصلی قتل های ناموسی فشارهای اجتماعی است، اگر پدر رومینا او را نمی کشت خود زیر فشار شدید اجتماعی له و به تعبیری کشته می شد؛ بنابراین قاتل اصلی، جامعه و باوری است که عاشق شدن، دوست شدن یا فرار با پسر مورد علاقه دختر را مستوجب مرگ می داند. وی ادامه داد: جامعه نظم مسلط است و افراد می کوشند که در این نظم اجتماعی پذیرفته شوند این اجتماعی شدن مستلزم پذیرش هنجارهای موجود است، در این نظم موجود، بعضی از هنجارها یک مرحله فراتر رفته و تبدیل به فراهنجار یا هنجار مضاعف می شوند، مساله ناموس و ضرورت عفت دختر از جمله این فراهنجارها است.

سلطه  این فراهنجارها به گونه است که تخطی از آن توسط زن یا دختر،  قتل، خودکشی و خودسوزی آنها را به دنبال دارد. از آنجا که دختران همواره در جامعه متحمل ظلم مضاعف هستند، انواع مختلف فراهنجار بیشترین فشار را بر آنها وارد می کند؛ بنابراین قتل این دختر 13 ساله پدیده عجیب یا مختص یک جامعه خاص نیست اگر این قتل های ناموسی در نقاط دیگر کمتر اتفاق می افتد به این دلیل است که خانواده‌ها در جریان جامعه پذیری، روند رو به رشدی را در مقایسه با خانواده های دختر کش طی کرده و نوع مناسباتشان با فرزندانشان تغییر  یافته وگرنه الگوی کلی حاکم بر جامعه همین است که اگر زنی از فراهنجار ناموس تخطی کند باید کشته شود.

 

قتل ناموسی تنها مختص جوامع روستایی و قبیله ای نیست

مهرآیین ادامه داد: درست است که در مناطق شهری قتل های ناموسی کمتر اتفاق می افتد اما فراهنجار ناموس و پیامدهای آن برای دختران منحصر به روستاها و قبیله ها نیست، این مساله در شهر به گونه ای دیگر عمل می کند، یعنی فشار اجتماعی حاصل از پدیده ناموس در شهر ممکن است به این مساله منجر شود که پدر مانع از اشتغال یا ادامه تحصیل دختر شود یا او را به خانه نشینی واداشته و سایر اشکال خشونت را بر او اعمال کند. بنابراین اشکال مواجهه متفاوت است اما در تمام این اشکال، نابودی نهفته است. مثلا در شیخ نشین امارات از آنجا که سبک زندگی دختران متاثر از دنیای جدید متفاوت می شود، پدران دختران خود را وادار به خانه نشینی می کنند.

 

عاشق شدن دختر 13 ساله عجیب نیست، مساله هم نیست

مصطفی مهرآیین در خصوص پایین آمدن سن بروز عاطفه گفت: دلبستگی دختر 13 ساله چیز عجیبی نیست، بروز عاطفه در سن کم اتفاقا مربوط به گذشته است. سن عاطفه و عشق‌ورزی در طول تاریخ همواره پایین بوده، اتفاقا در دوران مدرن تلاش شد سن بروز عاطفی بالاتر رود، در این راستا و بر مبنای عقل برای بروز عاطفه رده‌های سنی خاصی تعریف شد، اما بر خلاف قواعدی که قانون برای سن ازدواج یا سن عاشقی تعریف کرده، ساختار جامعه مدرن، سبک  زندگی و ابزاری که این روزها در اختیار افراد است، سن بروز عشق و عاطفه را پایین آورده، بنابراین به لحاظ قانونی انتظار این است که افراد برای بروز عاطفه حتما باید عاقل شوند و به یک سن خاص برسند اما به لحاظ اجتماعی شرایط به گونه ای درآمده که  تعاملات عاطفی به سنین پایین رسیده و این تناقض یکی از اصلی ترین چالش ها ی دنیای مدرن است، زیرا این احساسات در کنترل عقل نمی ماند.  

 

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم