محمدرضا عارف به عنوان یک سیاستمدار کارنامه‌ای بسیار ضعیف دارد. رهبر ساکت فراکسیون امید شاید از نگاه اصولگرایان بهترین رهبر و نامزد انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان باشد، اما او فعلا نه جایگاهی در افکار عمومی دارد، نه مورد علاقه طیف رادیکال اصلاح‌طلبان است و نه اصلاح‌طلبان محافظه‌کار علاقه‌ای به او دارند. نهاد تحت مدیریت او یعنی شورای عالی اصلاح‌طلبان هم فروپاشیده است و بعید است که قابل احیا باشد. جریان‌های مختلف اصلاح‌طلب هر کدام برنامه‌های خود را برای انتخابات دارند و بعید است در این برنامه‌ها جایی برای عارف باشد. بوروکراتی که هیچ وقت سیاست‌مدار نشد، حالا تنهاتر از همیشه است. نامه ساکت عارف هم احتمالا تغییری در این فضا نخواهد داد. البته باید منتظر ماند و دید که سیب سیاست در ایران چگونه خواهد چرخید، هر چند سخت است تصور کنیم که گردش ایام هم افاقه‌ای به حال سیاستمداری بکند که حالا بیش از هر چیز به عنوان پدر «ژن خوب» شناخته می‌شود.

کد خبر: ۶۲۳۷۷
۲۰:۲۸ - ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
 
 
عارف دستش را از زیر چانه برداشت
 
دیدارنیوز ـ اسفندیارعبداللهی: محمدرضا عارف، متولد آذر  ۱۳۳۰ شهرستان یزد، مهندس برق، استاد دانشگاه، رئیس بنیاد امید ایرانیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو پیوسته و رئیس گروه علوم مهندسی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و رئیس هیئت مدیرهٔ بنیاد باران است. عارف عناوین دیگری هم دارد، او در دورهٔ دوم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴)، معاون اول رئیس‌جمهور بود و سابقه نمایندگی مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس و رئیس فراکسیون امید در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی را هم در کارنامه خود دارد. عارف پس از تحصیل مهندسی برق در دانشگاه‌های تهران و استنفورد، کار خود را با معاونت طرح و توسعه و سپس سرپرستی شرکت مخابرات ایران آغاز کرد. او از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵ استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و از آن زمان تاکنون استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف بوده‌است. در سال‌های دهه ۱۳۶۰ در سمت‌های معاونت‌های دانشجویی، آموزشی و هماهنگی و قائم مقامی وزارت فرهنگ و آموزش عالی مشغول به کار بود. در ۱۳۷۳ به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد.
 
بوروکراتی در حاشیه امن
عارف در ۱۳۷۶ در دولت اول سیدمحمد خاتمی، به عنوان وزیر پست، تلگراف و تلفن به کابینه راه یافت، در ۱۳۷۹ به عنوان اولین رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و معاون رئیس‌جمهور منصوب و در دولت دوم سید محمد خاتمی به عنوان معاون اول وی تا سال ۱۳۸۴ مشغول به کار بود. عارف در دولت دوم خاتمی بیشتر  به عنوان یک بوروکرات عالی‌رتبه شناخته شد. شاید همین مرحله از زندگی سیاسی محمدرضا عارف بود که به او اعتماد به نفس داد و رجلیت سیاسی را برایش به ارمغان آورد.
 
بعد از انتخابات پرماجرای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و در حالی که بسیاری از چهره‌های برجسته اصلاح‌طلبان با آسیب‌های جدی و شدید مواجه شدند؛ عارف از معدود اصلاح‌طلبانی بود که مواضعی اتخاذ کرد که کسی متعرض او نشد، به طوری که توانست در سال ۹۲ از شورای نگهبانِ بسیار سختگیرِ آن مقطع، به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت بگیرد.

او در سال ۹۱ در گفتگو با خبرآنلاین گفت: «ادعای تقلب در انتخابات باید اثبات بشود، من مساله «تقلب»‌را مذموم می‌دانم و معتقدم که یک مسئول مؤمن و مسلمان حتماً براساس قانون عمل می‌کند و خطا نمی‌کند. اگر این را بپذیریم، دیگر نباید خیلی نگران تقلب در انتخابات باشیم.»

 عارف در آبان ۹۱ در پاسخ به این پرسش که به عنوان یک اصلاح‌طلب چرا بعد از انتخابات سال ۸۸ با دوستانتان همراه نشدید و سکوت کردید؟ گفت: «علت سکوتم را بعداً در بحث مفصل دیگری می‌گویم. ریشه سکوت من به سال ۸۴ بازمی‌گردد و بیشتر هم متوجه جناح خودمان است.» او هرگز دلایل سکوت طولانی خود را نگفت و در آستانه انتخابات سال ۹۲  پای ثابت برنامه‌های صدا و سیمایی شد که سایه اصلاح‌طلبان را با تیر می‌زد. البته عارف  در آن مقطع گوشه‌ای از صدای فروخورده اصلا‌ح‌طلبان نیز شد.
 
 
انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی
او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲  کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد و از شورای نگهبان تایید صلاحیت گرفت. سیدمحمد خاتمی ۴ روز مانده به پایان مهلت تبلیغات انتخاباتی در نامه‌ای از او خواست به نفع حسن روحانی انصراف دهد، که داد. ولیبه نظر می‌رسد  همین تمکین برای اصلاحات هزینه و برای او توقعات زیادی به همراه داشت. او با فاصله کمی بعد از پیروزی حسن روحانی رییس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان شد، نهادی که بعد‌ها ترکیب و کیفیت و کمیت و چینش اعضای حقیقی و حقوقی آن توسط عارف خود منشا بسیاری از اختلافات درون جریانی و انتقاداتی به عارف شد.
 
حسن روحانی، در دیداری که به مناسبت نوروز ۱۳۹۴ با عارف داشت، از حمایت‌هایی که عارف از وی به‌عمل آورده بود، تشکر کرد، روحانی در ابتدای دولتش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را هم به محمدرضا عارف پیشنهاد کرد، اما عارف هیچ‌یک را نپذیرفت. او در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی سرلیست فهرست سی نفرهٔ ائتلاف فراگیر اصلاح طلبان (گام دوم) در تهران بود و توانست با کسب ۱٬۶۰۸٬۹۲۶ رأی، در رتبه اول تهران، وارد مجلس دهم شود. در این انتخابات تمام سی کرسی تهران به فهرست اصلاح طلبان به سرلیستی وی رسید. عارف اسب خود را برای رسیدن به ریاست قوه مقننه زین کرده بود. علی‌رغم برخی مخالفت‌های جدی با ریاست او بر قوه مقننه در میان اصلاح‌طلبان عارف به رقابت با علی لاریجانی پرداخت و این نخستین شکاف جدی در ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان بود. عارف در آن رقابت مغلوب لاریجانی شد و گلایه او از برخی منتخبان لیست امید که به او رای نداده بودند، به فهرست گلایه‌های عارف اضافه شد.  
 
پدر ژن خوب 
 
عارف دستش را از زیر چانه برداشت
عارف که همیشه از حاشیه و چالش‌های سیاسی گریزان بود، با اظهار نظر عجیب فرزندش به ناگاه خود را وسط معرکه یافت. مصاحبه حمیدرضا عارف در تیر ماه ۱۳۹۶ به یک جنجال سیاسی گسترده در افکار عمومی مبدل شد. در آن مصاحبه پسر عارف مدعی شد تمام موفقیت‌هایش در زندگی ریشه در تلاش‌‌ها و توانایی‌های شخصی دارد و نسبتش با محمدرضا عارف هیچ کمک اقتصادی به او نکرده است. او گفت؛ این ژن خوب است که مرا نسبت به همسن و سالهای خود متفاوت کرده است. اصطلاح «ژن خوب» موج جدیدی در فضای سیاسی و رسانه ای کشور ایجاد کرد ولی رییس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان از این نوع رفتار و ادبیات پسرش تبری نجست و حتی به نوعی آن را هم تایید کرد و گفت: حمیدرضا شخصی مستقل است و حق دارد هر طور که تشخیص می‌دهد اظهار نظر کند. این رفتار و گفتار عارف ها مدتها اصلاح‌طلبان را آماج حملات اصولگرایان قرار داد، اصولگرایانی که تا آن روز اصطلاح «آقازادگی» را یدک می‌کشیدند، نفس سبک کرده و حداقل تا حد زیادی از زیر بار این واژه سنگین بیرون رفتند. سایه «ژن خوب» از آن زمان محمدرضا عارف و کل جریان اصلاحات را رها نکرد. هنوز روشن نیست که چرا آن مصاحبه با حمیدرضا عارف که سابقه سیاسی‌ای ندارد صورت گرفت و از آن مهم‌تر چرا کسی که نفر دوم جریان اصلاحات به شمار می‌رفت در مورد آن سخنان عجیب واکنشی نشان نداد. 
 
عارف: رهبر ساکت
محمدرضا عارف در مجلس دهم به عنوان رئیس فراکسیون امید انتخاب شد. فراکسیونی که نزدیک 100 نماینده را در خود جا داده بود، هر چند این فراکسیون تحت مدیریت عارف هیچ گاه تعداد دقیق نمایندگان عضو را اعلام نکرد. در حالی که شرایط بحرانی و حساس کشور و خشم و سرخوردگی بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان مدام فزونی می‌گرفت، مهم‌ترین واکنش عارف در مقام رئیس فراکسیون امید، سکوت بود. سکوتی که شاید برای یک بوروکرات عالی‌رتبه سیاستی مناسب باشد اما برای یک رهبر پارلمانی معضل بزرگی است. عارف به نظر کاریزما، جسارت و توانایی سیاسی لازم را برای هدایت یک فراکسیون پارلمانی آن هم در شرایطی که اصلاح‌طلبان هر روز بیشتر زیر فشار افکار عمومی قرار می‌گرفتند، نداشت. سکوت عارف از مرزهای سیاست گذشت و به عنوان یک لطیفه نقل محافل ایرانی‌ها شد، اما رئیس فراکسیون امید وفادارانه سکوت خود را نشکست. 

علاوه بر این سکوت عجیب عارف در مدیریت فراکسیون امید و در هدایت فعالیت‌های پارلمانی اصلاح‌طلبان عملکردی ناامید کننده داشت. ناهماهنگی‌های فراوان در میان اعضا فراکسیون امید، عدم ارتباط مناسب با افکار عمومی و ناتوانی در بهره‌گیری از امکان‌های رسانه‌‌ای از جمله نقاط ضعف فراکسیون امید در دوران زعامت عارف بود. این فراکسیون امید، یکی از مهم‌‌ترین عوامل سهمناک‌ترین موج ناامیدی در بدنه سیاسی و اجتماعی اصلاح‌طلبان بود.
 
 
انتخابات مجلس یازدهم
 آخرین مورد از کارنامه عارف تشتت اصلاح‌طلبان در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی است، آنجا که او به عنوان رییس نهاد شورایی اصلاح‌طلبان موافق ارائه لیست تحت هر شرایطی بود، ولی اکثریت اعضا مخالف او تصمیم گرفتند. عارف توانی برای ایجاد اجماع در میان اصلاح‌طلبان نداشت و جریان‌های اصلاح‌طلب راه خود را رفتند. علی رغم آن که عارف در انتصاب برخی از اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری اعمال نفوذ جدی کرده بود و برخی جوانان اصلاح‌طلب بدون سابقه چندانی در کار سیاسی و تشکیلاتی به دست او به عالی‌ترین نهاد اصلاحات راه یافته بودند، عارف تسلطی بر نهاد تحت مدیریتش نداشت. عارف در انتخاباتی که گذشت ثبت نام هم نکرد تا اینکه در ۷ خرداد، ساختمان سه گوش بهارستان تحویل ائتلاف اصولگرایان به ریاست و رهبری محمدباقر قالیباف شد. عارف در حالی که موافق ارایه لیست در این انتخابات بود، خود به میدان نیامد تا شخصا با شکست تلخ اصلاح‌طلبان مواجه شود.  
 
نامه‌ای شبیه به سکوت
محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید مجلس دهم شورای اسلامی روز شنبه ۱۰ خرداد، در نامه‌ای به مردم ایران و موکلین خود ضمن ارائه گزارشی از عملکرد فراکسیون امید به تشریح چالش‌های مهم کشور پرداخته و راهکار‌هایی برای برون رفت از وضعیت فعلی ارائه کرده است. او در این نامه تاکید کرده است که تقابل‌های بی‌حاصل، فریادزدن‌های تنش‌آفرین، قضاوت‌های مخرب، سخنرانی‌های هیجانی باید جایش را به تعامل، آرامش و گفتگو‌های مبتنی بر اشتراکات بدهد.
 
او در همین راستا تاکید کرده است: «رویه و اعتقاد من این است که بدون آنکه فریاد بزنم، یا در دام هیاهوی تبلیغاتی گرفتار شوم و یا در جنگ لفظی و کلامی با دیگران، منابع ارزشمند کشور را معطل تصمیم‌گیری نمایم، به شما گزارش دهم. هم از گذشته و هم از برنامه‌های پیش‌رو تا از دل همه تهدیدها، محدودیت‌ها، چالش‌ها، بی‌انصافی‌ها، تخریب‌ها و ... راهکار‌هایی برای برون‌رفت از چالش‌های پیش‌روی کشورمان شناسایی و اجرایی گردد.»
 
رئیس فراکسیون امید مجلس دهم همچنین در این نامه خاطرنشان کرده است: «ضمن پذیرش نقدها، خواهم گفت که چگونه تلاش شده است بسیاری از اقدامات و مصوبات خوب همکارانم در فراکسیون امید نادیده گرفته شود و سایه نا امیدی توسط برخی رسانه‌ها و جریان‌ها و افراد خاص بر سر کشور مستولی شود. با شما خواهم گفت چگونه از دل تکثر آراء، دیدگاه‌ها و اختلاف نظرات جدی در درون جبهه اصلاحات، تلاش شد تا رویکرد و راهبرد واحدی در درون جبهه اصلاحات دنبال گردد. با شما از بی‌مهری‌ها و رد صلاحیت‌های گسترده افراد خدوم و کارآمد خواهم گفت تا چگونه رقیبان جبهه اصلاحات از فضای سرد سیاسی و دلخوری بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان، نهایت بهره‌برداری را با رد صلاحیت گسترده تکمیل نمایند که این نه به نفع کشور است، نه به نفع جریان‌های سیاسی و حتی اصول‌گرایان.»
 
عارف در بخشی از نامه خود به اتفاقات و حوادثی اشاره کرد که رنج مردم را به دنبال داشت و گفت: «در نیمه دوم سال اتفاقات تلخی رقم خورد از جمله بی‌تدبیری مدیریتی در افزایش قیمت بنزین و مدیریت اعتراضات مردم که تصویری مخدوش بر چهره کشور و خاطر مردم نشاند. با این حال شهادت سردار ملی ایران، حاج‌قاسم سلیمانی موجی از همدلی و هم‌بستگی در بین اقشار مختلف ایران با سلایق و اعتقادات متفاوت را به نمایش گذاشت و نشان داد چه سرمایه عظیمی در دل جامعه و ملت نهفته است. اما حوادث تلخ بعد از آن همچون سقوط هواپیمای اوکراینی و سوء مدیریت در تشییع پیکر سردار در کرمان، همچنین نشان داد به چه میزان این سرمایه ملی را شکننده و آزرده کرده‌ایم که چنین سرمایه اجتماعی بزرگی که در چند روز در پی شهادت سردار به وجود آمد، می‌تواند به حادثه و سوء مدیریت آسیب ببیند.»
 
رییس فراکسیون امید مجلس دهم در ۱۰ بند به مسائلی، چون از کرونا، دست رفتن سرمایه اجتماعی، توجه حرفه‌ای به علم و خرد جمعی و دروی از خود محوری، سیاست خارجی، پارادایم‌های مدیریتی و جوانگرایی، نوآوری، بازطراحی ساختار‌های اقتصادی، بازنگری در ساختار‌های سیاست‌گذاری، تسهیل فضای کسب‌وکار، اصلاح تصمیم‌های موردی سال‌های گذشته، کوچک‌سازی دولت، واگذاری مدیریت به مردم، توسعه شفافیت و آگاهی بخشی در سیاست‌های جدید دولت، از جمله توسعه بازار سرمایه  و انتخاب مدیران ارشد و شایسته در بدنه اجرایی دولت پرداخت.
 
نکته مهم در نامه عارف تاکید دوباره او بر پذیرش برخی نقدها به شیوه سیاست‌ورزی اش است. احتمالا فشار بسیار سنگین افکار عمومی و خشم متحدان اصلاح‌طلبش او را به واکنش و ارایه گزارش واداشته است. گزارشی که البته به نطقی کلی می‌ماند و چیزی از دلایل ناکامی‌های بزرگ اصلاح‌طلبان نمی‌گوید. عارف بعد از نمایندگی هم در واقع سکوت کرده است. نامه او تقریبا هیچ چیز به فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور نمی‌افزاید. 
 
 
پایان عارف؟
دور از ذهن نیست محمدرضا عارف بار دیگر در سال ۱۴۰۰ خود را نامزد صندلی پاستور کند، راهی که حداقل همه مطمئن هستند از مسیر شورای نگهبان بی هیچ توقفی عبور خواهد کرد. این برای شورای نگهبان مهم است که نامزدی اصلاح‌طلب در صحنه انتخابات حاضر باشد و شانس عارف برای گذشتن از صافی شورای نگهبان از هر کس دیگری بیشتر است. 
 
 
با این حال عارف به عنوان یک سیاستمدار کارنامه‌ای بسیار ضعیف دارد. رهبر ساکت فراکسیون امید شاید از نگاه اصولگرایان بهترین رهبر و نامزد انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان باشد، اما او فعلا نه جایگاهی در افکار عمومی دارد، نه مورد علاقه طیف رادیکال اصلاح‌طلبان است و نه اصلاح‌طلبان محافظه‌کار علاقه‌ای به او دارند. نهاد تحت مدیریت او یعنی شورای عالی اصلاح‌طلبان هم فروپاشیده است و بعید است که قابل احیا باشد. جریان‌های مختلف اصلاح‌طلب هر کدام برنامه‌های خود را برای انتخابات دارند و بعید است در این برنامه‌ها جایی برای عارف باشد. بوروکراتی که هیچ وقت سیاست‌مدار نشد، حالا تنهاتر از همیشه است. نامه ساکت عارف هم احتمالا تغییری در این فضا نخواهد داد. البته باید منتظر ماند و دید که سیب سیاست در ایران چگونه خواهد چرخید، هر چند سخت است تصور کنیم که گردش ایام هم افاقه‌ای به حال سیاستمداری بکند که حالا بیش از هر چیز به عنوان پدر «ژن خوب» شناخته می‌شود.
 

 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم